خوش به حال روزگار
بوی باران , بوی سبزه, بوی خاک,
شاخه های شسته, باران خورده, پاک
آسمان آبی, ابر سپيد,
برگ های سبز بيد,
عطر نرگس, رقص باد,
نغمه شوق پرستوهای شاد,
خلوت گرم کبوتر های مست....
نرم نرمک می رسد اينک بهار,
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها,
خوش به حال دانه ها و سبزه ها,
خوش به حال غنچه های نيمه باز,
خوش به حال دختر ميخک - که می خندد به ناز –
خوش به حال جام لبريز از شراب,
خوش به حال آفتاب.
ای دل من, گرچه – در اين روزگار –
جامه رنگين نمی پوشی به کام,
باده رنگين نمی نوشي ز جام,
نقل و سبزه در ميان سفره نيست,
جامت – از آن می که می بايد – تهی است,
ای دريغ از تواگر چون گل نرقصی با نسيم!
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار.
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ؛
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ!

ویرایش کاوشگر:
پرونده ی پیش دانشگاهیا مختومه اعلام شد! ۳ روزه دوربین میارن و از زمین و زمون عکس میگیرن!
امروز دیگه با هم خداحافظی آخرشون و کردن و رفتن!
ما موندیم و یه دنیا خاطره از پیش دانشگاهیا!